نه تو میمانی و نه اندوه و نه هیچ یک از مردم این آبادی

نه تو میمانی و نه اندوه و نه هیچ یک از مردمِ این آبادی
به حباب نگران لب یک رود قسم و با کوتاهی آن
لحظه شادی که گذشت
غصه هم خواهد رفت
آنچنان که فقط
خاطره ایی خواهد ماند         ‌‌
#سهراب_سپهری
دیدگاه ها (۰)

+به روزِ مرگ هم حتی تفاهم نیست بینِ ماکه من رختم سفید است و ...

چمدان بسته ام از خواستنت کوچ کنمتا نبودت بروم گور خودم را بک...

دل‌در‌طَلَبَت‌یارا...دلبر‌شده‌ای‌مارا...دریاب‌که‌دل‌باشدبا‌د...

یک بیت و هزار حرف:از جهان مانده فقط جان که مرا ترک کند من چن...

زندگی چیست...؟نه تو می مانی، نه اندوهو نه هیچ یک از مردم این...

به حباب لب یک رود قسمو به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت غصه هم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط