چرا تندروهای منحرف شهید مطهری را ترور کردند

.
خاطره ای به نقل از #استاد شهید مرتضی مطهری:

یادم هست در حدود چند سال پیش در دانشگاه شیراز از من برای سخنرانی دعوت کرده بودند (انجمن اسلامی آنجا دعوت کرده بود).

در آنجا استادها و حتی رئیس #دانشگاه، همه بودند. یکی از استادهای آنجا که قبلاً #طلبه بود و بعد رفت آمریکا تحصیل کرد و دکتر شد و واقعاً مرد فاضلی هم هست، مأمور شده بود که مرا معرفی کند.

آمد پشت تریبون ایستاد (جلسه خیلی پرجمعیت و با عظمت بود) یک مقدار معرفی کرد: من فلانی را می شناسم، حوزه ی قم چنین، حوزه ی قم چنان است و. . .

بعد در آخر سخنانش این جمله را گفت: «من این جمله را با کمال جرأت می گویم: اگر برای دیگران لباس روحانیت افتخار است، فلانی افتخار لباس روحانیت است».

از این حرف آتش گرفتم. ایستاده سخنرانی می کردم، عبایم را هم قبلاً تا می کردم و روی تریبون می گذاشتم. مقداری حرف زدم، رو کردم به آن شخص، گفتم:

آقای فلانی! این چه حرفی بود که از دهانت بیرون آمد؟ تو اصلاً می فهمی چه داری می گویی؟ ! من چه کسی هستم که تو می گویی فلانی افتخار این لباس است؟

با اینکه من آن وقت دانشگاهی هم بودم و به اصطلاح ذو حیاتین بودم [در دانشگاه و حوزه درس می­دادم]، گفتم: آقا! من در تمام عمرم یک افتخار بیشتر ندارم، آن هم همین عمامه و عباست.

من کی ام که #افتخار باشم؟ ! این تعارفهای پوچ چیست که به همدیگر می کنیم؟! ابو ذر غفاری را باید گفت افتخار #اسلام است؛ این اسلام است که ابوذر پرورش داده است. عمّار یاسر افتخار اسلام است...

🇮🇷 @farzandeIRAN_ir

#فرزند_ایران #مفاخر
#شهید_مرتضی_مطهری #معلم
دیدگاه ها (۰)

این ویدیوی کوتاه، ساخت ایران، یکی از تأثیرگذارترین تصاویر نم...

به درخواست دوستان معرفی کتاب داریم 📚کتاب آقا مجتبی از انتشار...

خسف | قصه بیست و هفتم: امام باقر (ع) (بخش پایانی)

رمان لونا و ویلیام قسمت ۴

❌ یک رسانه وفاقی به نقل از حسین مرعشی؛ دبیرکل حزب کارگزاران ...

خسف | قصه بیست و ششم: صحیفه سجادیه (بخش اول)

رمان لونا و ویلیام: قسمت ۵

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

*جبهۀ آرام*محمد فدائی و پدرام کاویاندر سیاست، همیشه آن‌کس که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط