واقعا تو فروشگاه نمیدونم اصلا خودمم چی شد با یه دختره ای

واقعا تو فروشگاه نمیدونم اصلا خودمم چی شد با یه دختره ای دوست شدم 😅
ولی خیلی افسردم چون تو عروسی دلم میخواست با یه دختره ای دوست بشم که کراشش جیمین بود ، حتی اسمشم نمیدونم اما دوست راشتم باهاش دوست بشم ، اخرش هم دوست نشدم و عروسی تموم شد 😭😭😭😭😭😭 فقط دست تکون دادم
دیدگاه ها (۰)

بعد اون شب که بدون خداحافظی رفتیمیدونی هیچوقت مثل سابق نشدم...

سلام سلام ✨💛من زنده ام😁قربونتون بشم فداتون بشم واقعا دوستتون...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_74غر زنان دنبالم راه افتاد ....

و دقیقا وقتی فهمیدم چطور عاشقت شدم که ازت ناراحت و عصبانی بو...

ازدواج به اجبار)))پارت ۵ویو روز عروسی: لباس عروسمو پوشیدم و ...

ادامه پارت قبل : شینیچیرو شبا زودتر میومد خونه و وقتش رو بیش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط