به سفر رفته من از آغوش

🦋به سفر رفتهٔ من از آغوش
سر هر کوچه‌ که رفتم،
تکه‌‌های پیرهنت را لای آجرها
خانه به خانه جا گذاشتم
شهر را می‌گردم،
تو همه چیز را بردی
اما بویت را گوشه‌های شهر پیدا می‌کنم.
خودم برای خودم، خاطره می‌سازم از تو...
تو حالا جنون شدی در من!

#پناه_سازگار 🦋

🎶#دلنواز
🎶#حس_خوب
🎶#نوستالژی
🎶#خاطره
🇩 🇪 🇱 🇳 🇦 🇻 🇦 🇿
دیدگاه ها (۰)

🦋ما آدم هاحواسمان همیشه به تازه تر هاستبه آن ها که صمیمی نیس...

🦋قهوه میریزم برایت،نیستی آن سوی میزهی شکر میریزم و #تلخ است ...

🦋‌ ما انسان‌ها گاهی دیر قدر همدیگر را میدانیم!وقتی یک نفر را...

🦋پناه ببر به دلخوشی‌های خیلی کوچک و خیلی سبز... پناه ببر به ...

عضو جدید اژانس ی گربه هست؟! ( پارت ۱ )پاییز بود. صبح بود و د...

رمان melegim 🪽: پارت۳سابرینا : مطمئنی ایشا : اره او را آماده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط