کلی حرف تو مغزمه، کلی کلمه تو دهنمه.

کلی حرف تو مغزمه، کلی کلمه تو دهنمه.
ولی حرفی ندارم، حرف دارم اما نمیدونم چی هستن. شاید میدونم، ولی واقعا نمیدونم.
همه‌ی حرفا تو مغزمه اما موقع حرف زدن محو میشن من نمیدونم باید چی بگم، نمیدونم باید از کجا شروع کنم، کلمه ها اذیتم میکنن، نمیزارن درست بیانشون کنم. حالا که فکرشو میکنم من به یکی نیاز دارم که بشینه جلوم بهم نگاه کنه و حرفامو بفهمه حرف زدن برای من بیشتر از اونی که فکرشو کنی سخته.
#تا‌دردی‌توی‌قلب‌نباشه‌مغز‌بهش‌فکر‌نمیکنه!
دیدگاه ها (۹)

روابطم با ادمای زندگیم جوری شده که دلتنگشونم ولی حوصلشونو هم...

- چای می‌نوشیدم به یکباره دلتنگش شدم ،و اشک در چشمانم حلقه ز...

‏یه دیالوگ قشنگی تو سریال ‎لوسیفر بود که میگفت: باخت و ناراح...

نشستم کنارش،زیر چشمی نیم‌رخش‌و نگاه کردم‌کامل برگشتم سمتشگفت...

رو به مورد علاقه ترین فرد زندگیم لیلی ‌‌..دور سرت بگردم من ....

بابایی جونم...اجازه میدی من فدای لبخندت بشم؟من اولین باری که...

لانگ فیکشن از سونگمین/p3

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط