گریه نکردم ولی بهترین اتفاق جهانم که افتاد خوشحال نشدم
گریه نکردم! ولی بهترین اتفاق جهانم که افتاد، خوشحال نشدم! برایم گلهای بابونه فرستادند و خوشحال نشدم، برای خودم کفشهای ورنی براق خریدم و خوشحال نشدم، کتاب خواندم و فیلم دیدم و چای ریختم و کنار پنجره به تماشای زیباترین منظرهها نشستم و بازهم خوشحال نشدم.
در من به مرور زمان، چیزی شکستهبود که برای سوگواریاش به حالتی فراتر از گریستن نیاز داشتم. در من چیزی شکستهبود و در من زخم عمیقی ایجاد شده بود که نمیتوانستم توضیح بدهم و نمیتوانستم از آن بهبود پیدا کنم.
به همین سادگی آدمها قوی خطاب میشوند و کسی از آنان نمیپرسد با اینهمه زخم زیر پیراهن، هنوز خوبی و هنوز نفس میکشی؟!
#نرگس_صرافیان_طوفان
در من به مرور زمان، چیزی شکستهبود که برای سوگواریاش به حالتی فراتر از گریستن نیاز داشتم. در من چیزی شکستهبود و در من زخم عمیقی ایجاد شده بود که نمیتوانستم توضیح بدهم و نمیتوانستم از آن بهبود پیدا کنم.
به همین سادگی آدمها قوی خطاب میشوند و کسی از آنان نمیپرسد با اینهمه زخم زیر پیراهن، هنوز خوبی و هنوز نفس میکشی؟!
#نرگس_صرافیان_طوفان
- ۹.۳k
- ۰۳ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط