tauhe

دیدگاه ها (۰)

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

خرابم رفیق

خستگی ازادمای نامردوبی ذات به مرگ میکشوندت

توسختی ومشکلات ادمادورورتوخوب میشناسی

پدرم بوی خاک و گندم داشت‌دست در دست‌های مردم داشت‌روی لب‌های...

Modern talking

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط