اتل متل توتوله
اتل، متل، توتوله…
کلماتی که شاید معنی مشخصی نداشته باشن،
اما یه ریتم میسازن،
یه جریان
که آرومآروم تو رو با خودش میبره،
بدون اینکه حتی متوجه بشي..
گاو حسن چه جوره؟
نه شیر داره، نه پستون…
ولی شیرشو بردن هندستون.
اینجا یه چیز عجیبی اتفاق میافته:
چیزی که اصلاً وجود نداره،
چطور میتونه دزدیده بشه؟
این دیگه فقط یه شوخی یا اشتباه نیست…
اینجا با یه تناقضِ آگاهانه طرفیم.
یه دنیای کامل ساخته میشه
که توش دلیلها حذف شدن،
ولی نتیجهها هنوز دارن اتفاق میافتن.
انگار همهچیز سر جاش هست،
ولی هیچچیز
سرِ جای خودش نیست.
یه اتفاق میافته،
یه چیزی از بین میره—
بیصدا،
بیدلیل…
و عجیبتر از خودِ اتفاق،
اینه که
یه سؤال
به سؤالهای قبلی اضافه میشه—
و اینجاست
که سؤالها
کمکم
از جواب مهمتر میشن
هاچین و واچین…
همهچیز بیشتر شبیه صداست تا معنا،
شبیه حرکت، نه منطق.
و این تصادفی نیست.
در ادبیات جهان،
یه سبک کامل وجود داره به اسم «شعر بیمعنی»
مثل کارهای
Lewis Carroll
جایی که عمداً منطق شکسته میشه،
تناقض ساخته میشه،
و زبان تبدیل میشه به یه بازی.
چرا؟
چون هدف، فقط فهمیدن نیست—
هدف اینه که ذهن بیدار بشه.
این تناقضها اشتباه نیستن…
اینها تمرینن.
تمرینِ مواجهه با جهانی
که همیشه با عقل جور درنمیاد.
وقتی بزرگتر میشیم،
کمکم میفهمیم
این شعر اونقدرها هم دور از واقعیت نبود…
#نوستالژی
کلماتی که شاید معنی مشخصی نداشته باشن،
اما یه ریتم میسازن،
یه جریان
که آرومآروم تو رو با خودش میبره،
بدون اینکه حتی متوجه بشي..
گاو حسن چه جوره؟
نه شیر داره، نه پستون…
ولی شیرشو بردن هندستون.
اینجا یه چیز عجیبی اتفاق میافته:
چیزی که اصلاً وجود نداره،
چطور میتونه دزدیده بشه؟
این دیگه فقط یه شوخی یا اشتباه نیست…
اینجا با یه تناقضِ آگاهانه طرفیم.
یه دنیای کامل ساخته میشه
که توش دلیلها حذف شدن،
ولی نتیجهها هنوز دارن اتفاق میافتن.
انگار همهچیز سر جاش هست،
ولی هیچچیز
سرِ جای خودش نیست.
یه اتفاق میافته،
یه چیزی از بین میره—
بیصدا،
بیدلیل…
و عجیبتر از خودِ اتفاق،
اینه که
یه سؤال
به سؤالهای قبلی اضافه میشه—
و اینجاست
که سؤالها
کمکم
از جواب مهمتر میشن
هاچین و واچین…
همهچیز بیشتر شبیه صداست تا معنا،
شبیه حرکت، نه منطق.
و این تصادفی نیست.
در ادبیات جهان،
یه سبک کامل وجود داره به اسم «شعر بیمعنی»
مثل کارهای
Lewis Carroll
جایی که عمداً منطق شکسته میشه،
تناقض ساخته میشه،
و زبان تبدیل میشه به یه بازی.
چرا؟
چون هدف، فقط فهمیدن نیست—
هدف اینه که ذهن بیدار بشه.
این تناقضها اشتباه نیستن…
اینها تمرینن.
تمرینِ مواجهه با جهانی
که همیشه با عقل جور درنمیاد.
وقتی بزرگتر میشیم،
کمکم میفهمیم
این شعر اونقدرها هم دور از واقعیت نبود…
#نوستالژی
- ۱۶.۳k
- ۰۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط