چشمش به روی قلبِ سردم سايه انداخت

چشمش به روی قلبِ سردم سايه انداخت
قلبم به تفسير ِ نگاهش ساده پرداخت

فهميد در اوج است و بی پايان و فهميد
با چشم هايش می شود يک آسمان ساخت

دل را به دريا يِ نگاهش،بی كران زد
و از هر آنچه غير او،آسوده دل آخت

طوفان شد و ابری شد و گردی به پاكرد
از سينه ام تا آسمان ِ ديده اش تاخت

با پله های پلک ها تا آسمان رفت
ياغی شد و پای قمارش دين و دل باخت

تنها خدا داند،كه هرگز هيچ قلبی
چون من بهايِ چشمهايش را نپرداخت...🦋🦋

دوستتدارم‌ بهترینم💐🫂🧿🌐

#saharshehim💖
دیدگاه ها (۳)

گر چه به شعله میکشی...قلب_مرا_به_عشوه_ات...بر دو جهان نمی ده...

میان ڪوچه ی ؏شقٺ چه مجنونانه میرقصمعجب حال خوشی دارم،زعطر...

در شب تیره‌ی خود چشم به ماهی دارمجز تماشای تو از دور چه راهی...

افسوس فراق تو به پایان نرسیدهاز عشق مرا جز غم هجران نرسیده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط