عشـق آنج ـآیی نبــود که ح ـرفهآی بــزرگ مـیزدیمـ؛ همـآ
عشـق آنج ـآیی نبــود که ح ـرفهآی بــزرگ مـیزدیمـ؛ همـآنج ـآیی بــود که بــیهوآ دسـتهآی همـ رآ در سـکوت گرفتیمـ. وقتی نگآهشـ در نگآهمـ گره خ ـورد، فهمـیدمـ تمـآمـِ ج ـآدههآیی که تآ آمـروز رفته بــودمـ، بــه آینج ـآ خ ـتمـ مـیشـد. دیگر مـهمـ نبــود دنیآ چ ـه مـیگوید؛ فقطـ بــودنِ آو کآفی بــود. آنگآر خ ـدآ، آرآمـشـ رآ در قآلبــ یک آدمـ بــه مـن هدیه دآده بــود. ح ـآلآ تمـآمـِ مـن، خ ـلآصـه مـیشـد در نبــضـِ تندِ قلبــی که کنآرشـ مـی تیپــد.
- ۳۶۹
- ۰۶ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط