همیشه خاله بازی که میکردیم چون

همیشه خاله بازی که میکردیم چون
بچه تر از همه بودم زورم نمیرسید شوهر گیرم نمیومد،
اما اسمش پارسا بود،خلبان،همش مامـــــوریت بود.
یه روز که سبزی تازه چیده بودم برای کوکو،
خبر شهـــــادتش رو بهم دادن.
مراسم تشیـــــع باشکوهـی بود
اونقد خاک تو سرم ریخته بودم که تو حمــوم اینقد کتک خوردم نزدیک بود برم پیش پارسا.!!🤕😅
دیدگاه ها (۲۸)

یجوری آنفالو میکنید انگار پیجای دیگه موز میدن!اونام همین چر....

:در طول هفتهیه روز موز بخور...یه روز آناناس و سیب و خیاریه ر...

دیشب خواب دیدم رفتم کاناداولی چون مغزم تصوری از کانادا نداشت...

تیپیکال پسرا : میشه تو دوست دختر خوب من باشی ولی من دوست پسر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط