My soul
My soul
part 36
هاری: مردک شتر خر نمیگی سکته میکنم!!
تهیونگ: ( وقتی قیافه منو دید، دستاش رو شکمش گذاشت و از ته دل خندید )
وااای هاری قیافتو... وااای... عین این اسکلا شدی... وااای
هاری: ( چش غوره ای براش اومدم تا به خودش بیاد ولی انگار نه انگار... تا اینکه تصمیم گرفتم به روش خودم عمل کنم...
همونجور که افتاده بود زمین و می خندید یکی از دمپایی هام در اوردم صاف زدم وسط کلش )
اسکل خودتی پدصگ، عنتر، کیوت، جذاب...
تهیونگ: ( خندش خورد و نگاه متعجبی بهم انداخت )
الان این تعریف بود یا تخریب؟!
هاری: ( دمپایی هام پام کردم... راهم کج کردم )
نمیدونم... هر طور که خودت فکرشو میکنی... من خستم میرم بخوابم ته
( خدایی خسته بودم، وگرنه میدونستم چجوری ادبت کنم بچه پرو )
تهیونگ: ( دنبالم راه افتاد )
صبر کن... بزار باهات بیام... منم خستم
هاری: ( نگاش کردم... بدجوری خسته بود... زیر چشاش گود افتاده بود )
ته حالت خوبه؟!... چته پسر!
تهیونگ: ( نفس پر حرصی کشید )
نپرس هاری... نپرس... برای ارزوم دارم جون میدم... جووون دختر... می فهمی!
هاری: ( ایندفعه نوبت من بود که بهش بخندم... اما دلم نمیومد... بچه گناه داره... بعدا یک دل سیر بهش می خندم )
خیلی خب اقای خسته... بهتره لیدی و جنتلمن کمی استراحت کنن نه؟!
ادامه دارد.....
part 36
هاری: مردک شتر خر نمیگی سکته میکنم!!
تهیونگ: ( وقتی قیافه منو دید، دستاش رو شکمش گذاشت و از ته دل خندید )
وااای هاری قیافتو... وااای... عین این اسکلا شدی... وااای
هاری: ( چش غوره ای براش اومدم تا به خودش بیاد ولی انگار نه انگار... تا اینکه تصمیم گرفتم به روش خودم عمل کنم...
همونجور که افتاده بود زمین و می خندید یکی از دمپایی هام در اوردم صاف زدم وسط کلش )
اسکل خودتی پدصگ، عنتر، کیوت، جذاب...
تهیونگ: ( خندش خورد و نگاه متعجبی بهم انداخت )
الان این تعریف بود یا تخریب؟!
هاری: ( دمپایی هام پام کردم... راهم کج کردم )
نمیدونم... هر طور که خودت فکرشو میکنی... من خستم میرم بخوابم ته
( خدایی خسته بودم، وگرنه میدونستم چجوری ادبت کنم بچه پرو )
تهیونگ: ( دنبالم راه افتاد )
صبر کن... بزار باهات بیام... منم خستم
هاری: ( نگاش کردم... بدجوری خسته بود... زیر چشاش گود افتاده بود )
ته حالت خوبه؟!... چته پسر!
تهیونگ: ( نفس پر حرصی کشید )
نپرس هاری... نپرس... برای ارزوم دارم جون میدم... جووون دختر... می فهمی!
هاری: ( ایندفعه نوبت من بود که بهش بخندم... اما دلم نمیومد... بچه گناه داره... بعدا یک دل سیر بهش می خندم )
خیلی خب اقای خسته... بهتره لیدی و جنتلمن کمی استراحت کنن نه؟!
ادامه دارد.....
- ۱.۷k
- ۰۴ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط