♡✧

♡✧

صبر کن، دل، که خدا بی‌خبر از تو نیست،
گرچه راهت پرِ شب، نورِ سحر با توست.
رها شو از اندوه، از اضطرابِ زمین،
هرکه با اوست، دلش بی‌قفس و بی‌پوست.

♡✧


دیدگاه ها (۳)

♡✧«من نقابی بر چهره ندارم، که اگر داشتم، شاید این‌همه نگاهِ ...

♡✧روزگار می‌گذرد، آرام و بی‌صدا،مثل نسیمی که ردّش را فقط دل‌...

♡✧رفتی،و من میان نبودنتبه خودم رسیدم♡✧✔

♡✧چشم ها بی فایده اند وقتی ذهن کور باشد.♡✧✔

خبرت هست که از خویش خبر نیست مراگذری کن که ز غم راهگذر نیست ...

همدم یار شدن دیده تر می خواهدپیر میخانه شدن اشک سحر می خواهد...

دل برای با تو بودن بی قراری می‌کنددر خیالش لحظه‌ها را سر شما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط