موقعیت یه دختر کوچولو تو رستوران نشسته وسط آهنگ تولدت

موقعیت: یه دختر کوچولو تو رستوران نشسته، وسط آهنگ “تولدت مبارک” اشکاش سرازیر می‌شه. بعد بلند می‌شه و پدرشو محکم بغل می‌کنه، انگار هیچ‌چیز دیگه‌ای تو دنیا مهم نیست.

یه مرد تو پس‌زمینه نگاه می‌کنه و اونم گریه‌‌اش می‌گیره. نه پدرشه، نه فامیل، نه دوست، ولی حسش می‌کنه. چون تو اون لحظه، یه چیز بزرگ‌تر معلوم می‌شه: عشق، تو خالص‌ترین حالتش.

مغز دختر اکسی‌توسین ترشح کرده، پدر از خوشحالی قشنگ‌ترین حس دنیا رو تجربه می‌کنه و اون مرد؟
اون فقط تماشاگر نیست، داره لحظه رو باهاشون زندگی می‌کنه!

همیشه عشق حرف اول و آخرو میزنه..
دیدگاه ها (۰)

یه تیکه خیلی قشنگ‌ توی کتاب "کمی قبل از خوشبختی" هست که میگه...

بازم پارتتتتت‌ #پارت7---------------------------------------...

دختر همسایه

صرفا هر کی اهل کتابه متفکر نیست...شاید اون فقط کتاب های ممنو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط