✲ استراگون : من دیگه نمیتونم این طوری ادامه بدم...
✲ استراگون : من دیگه نمیتونم این طوری ادامه بدم...
ولادیمیر : این چیزیه که فکر میکنی.
استراگون : اگه از هم جدا بشیم چی ؟ شاید برای هردومون بهتر باشه.
ولادیمیر : فردا خودمون رو دار میزنیم[مکث]مگه اینکه گودو بیاد.
استراگون : اگه اومد چی ؟
ولادیمیر : نجات پیدا میکنیم.
و من بعد از سالها فهمیدیم گودو برای هرکسی بازتاب متفاوتی داره ، گاهی گودو میتونه آغوشی باشه درست قبل از فروپاشی و گاهی دستی که آروم به پشتت زده میشه برای دووم آوردن.
گودو برای شما چیه تو لحظاتی که از همه چیز خسته اید ؟
#ساموئل_بکت #دکلمه #نوستالژی #زندگی
ولادیمیر : این چیزیه که فکر میکنی.
استراگون : اگه از هم جدا بشیم چی ؟ شاید برای هردومون بهتر باشه.
ولادیمیر : فردا خودمون رو دار میزنیم[مکث]مگه اینکه گودو بیاد.
استراگون : اگه اومد چی ؟
ولادیمیر : نجات پیدا میکنیم.
و من بعد از سالها فهمیدیم گودو برای هرکسی بازتاب متفاوتی داره ، گاهی گودو میتونه آغوشی باشه درست قبل از فروپاشی و گاهی دستی که آروم به پشتت زده میشه برای دووم آوردن.
گودو برای شما چیه تو لحظاتی که از همه چیز خسته اید ؟
#ساموئل_بکت #دکلمه #نوستالژی #زندگی
- ۹۵۸
- ۲۲ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط