روایت سرگردی که غرق شده بود در بلندای ردایِ نسکافه ایِ رن

روایت سرگردی که غرق شده بود در بلندای ردایِ نسکافه ایِ رنگِ عشق!
داستانِ دزیره ای که در تاب سوزان آتش عشق؛ با تمام وجود خواست تا خواسته شود.





















_کافه تهکوک #TK
























The disease of memories with you`
دیدگاه ها (۰)

ته : تو نمی دونستی اجبار به رها کردن دردی بیشتر از رها شدن د...

آن‌غریبہ‌‌،چقدࢪ‌شبیہ‌‌خاطراٺم‌بود . _کافه تهکوک #TK The dise...

برایِ همیشه دوست دارم‌. یه جمع بندی از دزیره و شخصیتاش:) _کا...

رنجِ شیرین من:) _کافه تهکوک #TK The disease of memories with...

ادامه پارت نهمبونگی بلند شد و رفت*مادمازل! (فلش بک به روز جش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط