روزی ابلیس نزد فرعون رفت. فرعون خوشه‌ای انگور در دست داشت

روزی ابلیس نزد فرعون رفت. فرعون خوشه‌ای انگور در دست داشت و تناول می‌کرد. ابلیس گفت: آیا می‌توانی این خوشه انگور تازه را به مروارید تبدیل کنی؟
فرعون گفت: نه.
ابلیس به و سحر و جادو، آن خوشه انگور را به خوشه‌ای مروارید تبدیل کرد.
فرعون تعجب کرد و گفت: احسنت! عجب استاد ماهری هستی.
ابلیس خود را به فرعون نزدیک کرد و یک پس گردنی به او زد و گفت: مرا با این استادی و مهارت حتی به بندگی قبول نکردند، آن وقت تو با این حماقت، ادعای خدایی می‌کنی؟
دیدگاه ها (۰)

ولادت باسعادت خانم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها را به محض...

[مادر♥️]...#مادر #مادرانه #عشق #زندگی #روز_مادر #روزمادر #رو...

زمستان باشد یا تابستان؛ شب باشد یا روز؛ فرقی نمی کند...جاده ...

عاشقانه ی من برای امام زمان ام❤️#منتظر_المهدی

✨﷽✨💠نکاتی در مورد حضرت ادم(ع)1- بعد از رحلت آدم، ابلیس پای د...

پارت ۳

نومیدی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط