آرمیهای دیگهای هم دیروز خوش شانس بودن و جونگکوک رو دید
آرمیهای دیگهای هم دیروز خوش شانس بودن و جونگکوک رو دیدن...
یه آرمی گفته:
اون وقتی داشته دنبال یه عابربانک میگشته، تصادفی جونگکوک رو تو خیابون دیده!
طبق لباسش، این دیدار چند ساعت قبل از لایوی بوده که بعداً برای فنها گذاشته.
خودش میگه:
اصلاً فکر نمیکردم ببینمش!
فقط داشتم دنبال نزدیکترین عابربانک میگشتم که یهو دیدم خودش داره روبهروم میاد…
انقدر شوکه شدم که نمیدونستم باید کجا فرار کنم
واقعاً ترسیدم (یعنی همون حس هیجان و شوک از دیدن آیـدل موردعلاقهش)
میگه:
«باورم نمیشد همچین چیزی اتفاق بیفته! اصلاً ممکن نبود همچین شانسی بیارم!»
حتی گفته:
«فردا دارم برمیگردم پرو. بعد یهو امروز این اتفاق افتاد؟ من هنوز نمیتونم باور کنم!»
و آخرش هم نوشته:
«جونگکوک، دوستت دارم 🥺💔»
💜لايک و بازنشر و کامنت یادت نره💜
یه آرمی گفته:
اون وقتی داشته دنبال یه عابربانک میگشته، تصادفی جونگکوک رو تو خیابون دیده!
طبق لباسش، این دیدار چند ساعت قبل از لایوی بوده که بعداً برای فنها گذاشته.
خودش میگه:
اصلاً فکر نمیکردم ببینمش!
فقط داشتم دنبال نزدیکترین عابربانک میگشتم که یهو دیدم خودش داره روبهروم میاد…
انقدر شوکه شدم که نمیدونستم باید کجا فرار کنم
واقعاً ترسیدم (یعنی همون حس هیجان و شوک از دیدن آیـدل موردعلاقهش)
میگه:
«باورم نمیشد همچین چیزی اتفاق بیفته! اصلاً ممکن نبود همچین شانسی بیارم!»
حتی گفته:
«فردا دارم برمیگردم پرو. بعد یهو امروز این اتفاق افتاد؟ من هنوز نمیتونم باور کنم!»
و آخرش هم نوشته:
«جونگکوک، دوستت دارم 🥺💔»
💜لايک و بازنشر و کامنت یادت نره💜
- ۲۶۴
- ۰۷ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط