درد اعتماد

"درد اعتماد"

p.3

"آره همون‌پلی که زیرش سد بود.."

"قدم قدم..پره های‌پل.."

"گوشیشو رو حالت‌پرواز گذاشت..دوباره خاموش کرد..کاری که من‌میکنم..وقتی درد دارم..البته..کاری که همه میکنیم.."

" به لبه‌پل رفت..نرده هارو‌گرفت"

تقصیر من‌چیه..؟

چرا عاشق هرکی‌میشی یچیش هست؟..چرا تا اعتماد میکنی..تا قلبتو میدی یکی‌خوردش میکنه؟ یکی میشکنه؟ تیکه تیکه‌میکنه؟

من‌برای این دنیا نیستم..

دنیا خیلی دردناکه..ازت متنفرم جئون جونگکوک...متنفرم..

خواست از میله ها بالا بره .. ولی .. صدایی برای لحظه کوتاهی متوقفش کرد

-چه غلطی میکنی؟

"موزخند پهنی زد و بالا رفت..لبه وایساد و وقت دستاش به میله بند بود..اگر ول میکرد..."

-بیا اینور..ماریا نترسون منو..

ترس..؟تو اصن ترس داری؟ ترس از دست دادن‌من؟ چیزی خنده داری میگی

"جمله آخرو با خنده و بلند گفت"

-دیوونه شدی..؟بیا اونور-

آهر دیوانه ام..چون تو دیوانه کردی منو..

-لطفا..بیا اینجا صحبت کنیم..

صحبت؟ چیزی‌مونده؟بین ما..؟

.-ماریا‌.

بدرود..تا یه دیدار دوباره..

"و بوم.. صدای افتادنش داخل سد.."


the end...

نظرت؟
دیدگاه ها (۸)

"حقطقت تلخ است شیرینکم.."آره ته قلبم یه قبرستون هست، افراد ز...

درد اعتمادp.2-خب‌گوش‌میدادی!چرا ندادی؟+میدم..تازه رسیدم به ح...

"چند شاتی جونگکوک"P.1"چراغ ها خاموش..فقط‌یک‌مهتابی‌کم‌نور تو...

تک پارتی از جونگکوک

تتو آرتیست من [part¹⁵]*ا/ت ویو*€تو دیگه کی هستی؟!- ...€ا/ت؟ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط