«𝓐𝓭𝓭𝓲𝓬𝓽𝓲𝓸𝓷 𝓽𝓸 𝓵𝓸𝓿𝓮»
«𝓐𝓭𝓭𝓲𝓬𝓽𝓲𝓸𝓷 𝓽𝓸 𝓵𝓸𝓿𝓮»
پارت=19
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
٫٫ویوکوک٫٫
"عروسی کوک و دان بی"
صبح زود پاشدم کارامو انجام دادم تا برم دنبال فسقلی امروز عروسیه ماست فردا مال تهیونگ و هابیون رفتم دم در خونه شون که دان بی اومد بیرون مگه نمیخواد بره آرایشگاه چرا آرایش کرده با چهره خواب آلود سوار شد وسلام کردیم حرکت کردیم:
-«دان بی چرا آرایش کردی این موقع داری میری آریشگاه ها»
+«من که آرایش نکردم وا(تو آینه ماشین خودشو نگاه میکنه و با دستمال مرطوب صورتشو پاک میکنه)اینا نگاه کن»
-«اه شوخی کردم راستی خوابت نمیاد بگیر بخواب»
+«باشه»
وایی خدا داشتم گند اوفف
'فلش بک به آرایشگاه دان بی'
٫٫ویو دان بی٫٫
صبح زود پاشدم صبحانه خوردم دوش گرفتم روتین پوستی هم انجام دادم و ضد آفتاب و بارم لبمو زدم و رفتم دم در که دیدم جونگ کوک جلو در وایساده رفتم تو ماشین که بهم میگه آرایش کردی اخه من که فقط ضد آفتاب و با م لب زدم فقط واییی که گرفتم خوابی...
با صدا کردنم توسط جونگ کوک بیدار شدم :
+«بیدارم بیدارم»
-«مطمئنی؟»
+«اوهوم»
-«نمیخوای بری آرایشگاه»
+«چرا الان میرم هوففف خدافظظظظ»
ـ«خدافظ»
از ماشین پیاده شدن رفتم تو آرایشگاه شروع کردن به آماده کردنم موهاموکرلی کردن و باز گذاشتن یه آرایش کم و ساده و خوشگلی کردن واسم در آخرم لباس عروسم رو پوشیدم خیلی خوشگل بود(عکس میزارم)و بعد ۳ساعت آماده شدم
رفتم دم در که...
ادامه دارد...
اسلاید/2روتین پوستی دان بی
اسلاید/3تا6لباس عروس دان بی و قیافش
پارت=19
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
٫٫ویوکوک٫٫
"عروسی کوک و دان بی"
صبح زود پاشدم کارامو انجام دادم تا برم دنبال فسقلی امروز عروسیه ماست فردا مال تهیونگ و هابیون رفتم دم در خونه شون که دان بی اومد بیرون مگه نمیخواد بره آرایشگاه چرا آرایش کرده با چهره خواب آلود سوار شد وسلام کردیم حرکت کردیم:
-«دان بی چرا آرایش کردی این موقع داری میری آریشگاه ها»
+«من که آرایش نکردم وا(تو آینه ماشین خودشو نگاه میکنه و با دستمال مرطوب صورتشو پاک میکنه)اینا نگاه کن»
-«اه شوخی کردم راستی خوابت نمیاد بگیر بخواب»
+«باشه»
وایی خدا داشتم گند اوفف
'فلش بک به آرایشگاه دان بی'
٫٫ویو دان بی٫٫
صبح زود پاشدم صبحانه خوردم دوش گرفتم روتین پوستی هم انجام دادم و ضد آفتاب و بارم لبمو زدم و رفتم دم در که دیدم جونگ کوک جلو در وایساده رفتم تو ماشین که بهم میگه آرایش کردی اخه من که فقط ضد آفتاب و با م لب زدم فقط واییی که گرفتم خوابی...
با صدا کردنم توسط جونگ کوک بیدار شدم :
+«بیدارم بیدارم»
-«مطمئنی؟»
+«اوهوم»
-«نمیخوای بری آرایشگاه»
+«چرا الان میرم هوففف خدافظظظظ»
ـ«خدافظ»
از ماشین پیاده شدن رفتم تو آرایشگاه شروع کردن به آماده کردنم موهاموکرلی کردن و باز گذاشتن یه آرایش کم و ساده و خوشگلی کردن واسم در آخرم لباس عروسم رو پوشیدم خیلی خوشگل بود(عکس میزارم)و بعد ۳ساعت آماده شدم
رفتم دم در که...
ادامه دارد...
اسلاید/2روتین پوستی دان بی
اسلاید/3تا6لباس عروس دان بی و قیافش
- ۸۱
- ۳۰ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط