او متوجه شد پرنده پاهاش روی میله آهنی یخ زده، دستش رو میذ

او متوجه شد پرنده پاهاش روی میله آهنی یخ زده، دستش رو میذاره تا میله گرم، و یخ آب شه و پرنده آزاد دوباره پرواز کنه.

تنها یک زبان مشترک وجود داره و اون زبان عشقه ❤️
دیدگاه ها (۰)

من به همچین چیزی نیاز دارم😍

‏ذهنیت خرچنگی (Crab mentality) چیه؟«اگر من نمی‌تونم چیزی را ...

Part⁷+چ__همین که گفتم جونگکوک از موهای ا.ت گرفتش و به سمت ات...

موقعیت: تهیونگ و جونگ‌کوک در اتاق تمرین روی کاناپه نشسته‌اند...

دو قطب مخالف💙🧡پارت سیزدهم✨️💫# قسمت ۱۳: «بدون فاصله» 🔥❄️**صحن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط