او متوجه شد پرنده پاهاش روی میله آهنی یخ زده دستش رو میذ

او متوجه شد پرنده پاهاش روی میله آهنی یخ زده، دستش رو میذاره تا میله گرم، و یخ آب شه و پرنده آزاد دوباره پرواز کنه.

تنها یک زبان مشترک وجود داره و اون زبان عشقه ❤️
دیدگاه ها (۰)

من به همچین چیزی نیاز دارم😍

‏ذهنیت خرچنگی (Crab mentality) چیه؟«اگر من نمی‌تونم چیزی را ...

مافیایه عشق P:24دستش رو سمت فلیکس برد و موهای بلندش که روی ص...

‌                   ش݁بنم عشᩛق ، بر گ𑪏ꨲلبرگ دلم𐇽 نشس݁ꨲت.    ...

#رز_زخمی_من part. 93*جونگکوک برای ات یه ابمیوه اورد.*جونگکوک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط