my dady
my dady
......................................................................
پارت ۸
×:ا.ت اینا کین؟؟
+:نمیدونم🤷🏻♀️
×:واااااا
(خلاصه میان تو کلی ماچ ماچ میکنن بغل بغل میکنن درمورد اینکه چه گوه هایی توی این مدت خوردن حرف میزنن و آره دیگه گشادم توضیح نمیدم😀)
پ.ب.ج: خب نظرتون چیه آخر هفته بریم ویلایی که تو باغ ساختم؟
ب.ا: من که مشکلی ندارم(لبخند ملیح)
ب.ج: آره بریم یزره پیش هم باشیم باهم وقت بگذرونیم(لبخند)
_:عمه اینام میان(نگران)
ب.ج:نه اونا رفتن مسافرت
_:(تو دلش)خدارو شکر
ب.ج:خب تا آخر هفته دوروز فقط مونده باید از همین فردا وسایل رو آماده کنیم چون شاید یه شب بمونیم مگه نه پدر؟
پ.ب.ج: آره یه شب میمونیم پس لباس راحتی هم بردارید
(ا.ت و تهیونگ و جونگ کوک دارن گوش میدن و باهم حرف میزنن)
+:چرا نفهمیدم تو پسر عمومی عجیبه🤔
× و _:😐😐
+:هااا؟؟چیه چرا اونجوری نگا میکنید؟
_:هیچی داریم یه خانوم از خود راضی رو نگا میکنیم
+:ببین میگیرم میکنمتاااا
_:تو؟(نیشخند)مگه کی*ر داری؟
+:آره دارم خوبشم دارم
×:پس چرا تابحال به من نشون ندادی؟
_:براچی باید به تو نشون بده عقل کل
×:عااااا راس میگی راستی کوک تو خیلی بی ادبیااا اصلا به تیپت نمیاد
+:حالا کجاشو دیدی
×:ا.ت نکنه تورو کرده؟
+:گوه میخوره عمرا مگه من میزارم
_:اتفاقا اون روز میخواستم بکنمش ولی با زانوش زد به کی*رم بعدش در رفت
×:نه بابا کاش میکردیش حیف
+:اهم اهم من اینجاما😐
_و×:به کی*رمون🤝
+:😑😑ایش
_:جییشش
+:داداش حداقل تو یچیزی بگو بهش
×:منم باهاش موافقم
_:😎هه ضایع
م.ج:ما دیگه رفع زحمت کنیم
ب.ا:امشبو اینجا بمونید
خلاصه کلی اصرار کرد که اونام قبول کردن بمونن ولی پ.ب.ج و م.ب.ج میخواستن برن چون نمیتونستن اونجا بخوابن
م.ج:منم همراهشون میرم
ب.ا: چرا بمونید دیگه ولی اگه دوس ندارید من اصرار نمیکنم
خدافظی اینا کردن و فقط پ.ا و پ.ج و ا.ت و جونگ کوک و تهیونگ بودن تو خونه
ب.ا: خب شما بچه ها ببینید کی تو اتاق کی میخوابه من کاری ندارم منو عموتون میریم تو اتاق من میخوابیم(خدا بده از این باباها🤲)
ب.ا و ب.ج رفتن تو اتاق(رفتن اتاق چی کار کنن؟🙄)
_: خب از همین الان معلومه دیگه من قراره تو اتاق ا.ت بخوابم
+: خیرر کی گفته تو باید تو اتاق تهیونگ بخوابی مگه نه تهیونگ؟تهیونگ؟تهیوونگگ
×:(رفته و از دم در اتاقش داد میزنه) جونگ کوک فقط صدا زیاد نباشه چون میخوام بخوابم آبجی گلم شب خوبی داشته باشی جونگ کوک خوب بکنش
_: رو چشمم(دید ا.ت داره در میره)اوهو وایسا بینم
+: نوموخام(میره تو اتاقش همینکه ميخواد درو ببنده یه گودزیلا میاد تو)
_: گودزیلا وارد میشود😎
+: واقعا هم گودزیلایی
_: بعله😎
+:راستی میای شب بیدار بمونیم؟
_: عاااااا ببین خودت کرم میریزی خب عین آدم بگو بیا منو بکن دیگه
یهو در باز شد ووووو
حیحیحی جای حساس تموم کردم😁
با اینکه لایک ها نرسید ولی گفتم بزارم
شرایط پارت بعد ۱۱ تا کامنت و ۱۱ تا لایک.
......................................................................
پارت ۸
×:ا.ت اینا کین؟؟
+:نمیدونم🤷🏻♀️
×:واااااا
(خلاصه میان تو کلی ماچ ماچ میکنن بغل بغل میکنن درمورد اینکه چه گوه هایی توی این مدت خوردن حرف میزنن و آره دیگه گشادم توضیح نمیدم😀)
پ.ب.ج: خب نظرتون چیه آخر هفته بریم ویلایی که تو باغ ساختم؟
ب.ا: من که مشکلی ندارم(لبخند ملیح)
ب.ج: آره بریم یزره پیش هم باشیم باهم وقت بگذرونیم(لبخند)
_:عمه اینام میان(نگران)
ب.ج:نه اونا رفتن مسافرت
_:(تو دلش)خدارو شکر
ب.ج:خب تا آخر هفته دوروز فقط مونده باید از همین فردا وسایل رو آماده کنیم چون شاید یه شب بمونیم مگه نه پدر؟
پ.ب.ج: آره یه شب میمونیم پس لباس راحتی هم بردارید
(ا.ت و تهیونگ و جونگ کوک دارن گوش میدن و باهم حرف میزنن)
+:چرا نفهمیدم تو پسر عمومی عجیبه🤔
× و _:😐😐
+:هااا؟؟چیه چرا اونجوری نگا میکنید؟
_:هیچی داریم یه خانوم از خود راضی رو نگا میکنیم
+:ببین میگیرم میکنمتاااا
_:تو؟(نیشخند)مگه کی*ر داری؟
+:آره دارم خوبشم دارم
×:پس چرا تابحال به من نشون ندادی؟
_:براچی باید به تو نشون بده عقل کل
×:عااااا راس میگی راستی کوک تو خیلی بی ادبیااا اصلا به تیپت نمیاد
+:حالا کجاشو دیدی
×:ا.ت نکنه تورو کرده؟
+:گوه میخوره عمرا مگه من میزارم
_:اتفاقا اون روز میخواستم بکنمش ولی با زانوش زد به کی*رم بعدش در رفت
×:نه بابا کاش میکردیش حیف
+:اهم اهم من اینجاما😐
_و×:به کی*رمون🤝
+:😑😑ایش
_:جییشش
+:داداش حداقل تو یچیزی بگو بهش
×:منم باهاش موافقم
_:😎هه ضایع
م.ج:ما دیگه رفع زحمت کنیم
ب.ا:امشبو اینجا بمونید
خلاصه کلی اصرار کرد که اونام قبول کردن بمونن ولی پ.ب.ج و م.ب.ج میخواستن برن چون نمیتونستن اونجا بخوابن
م.ج:منم همراهشون میرم
ب.ا: چرا بمونید دیگه ولی اگه دوس ندارید من اصرار نمیکنم
خدافظی اینا کردن و فقط پ.ا و پ.ج و ا.ت و جونگ کوک و تهیونگ بودن تو خونه
ب.ا: خب شما بچه ها ببینید کی تو اتاق کی میخوابه من کاری ندارم منو عموتون میریم تو اتاق من میخوابیم(خدا بده از این باباها🤲)
ب.ا و ب.ج رفتن تو اتاق(رفتن اتاق چی کار کنن؟🙄)
_: خب از همین الان معلومه دیگه من قراره تو اتاق ا.ت بخوابم
+: خیرر کی گفته تو باید تو اتاق تهیونگ بخوابی مگه نه تهیونگ؟تهیونگ؟تهیوونگگ
×:(رفته و از دم در اتاقش داد میزنه) جونگ کوک فقط صدا زیاد نباشه چون میخوام بخوابم آبجی گلم شب خوبی داشته باشی جونگ کوک خوب بکنش
_: رو چشمم(دید ا.ت داره در میره)اوهو وایسا بینم
+: نوموخام(میره تو اتاقش همینکه ميخواد درو ببنده یه گودزیلا میاد تو)
_: گودزیلا وارد میشود😎
+: واقعا هم گودزیلایی
_: بعله😎
+:راستی میای شب بیدار بمونیم؟
_: عاااااا ببین خودت کرم میریزی خب عین آدم بگو بیا منو بکن دیگه
یهو در باز شد ووووو
حیحیحی جای حساس تموم کردم😁
با اینکه لایک ها نرسید ولی گفتم بزارم
شرایط پارت بعد ۱۱ تا کامنت و ۱۱ تا لایک.
- ۲.۰k
- ۲۹ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط