چند روز پیش همین کوچهها پر از نور بودن
چند روز پیش، همین کوچهها پر از نور بودن
صدای قهوهجوشی توی کافهها، خندههای ریز توی صف گالری
و مردمی که با همهی سختیها، هنوز زندگی رو زندگی میکردن
حالا انگار همهچی یخ زده.
صدای موشک جای موسیقی رو گرفته
چشمها پر از نگرانیان
و دلم از دیدن برج میلاد وسط این آسمون خاکستری میگیره
تهران، همون تهرانیه که باهاش خاطره ساختیم…
ولی حالا زخمیه. ساکته. خستهست.
با همهی اینا، باور دارم دوباره قهوهها دم میکشن
کافهها باز میشن،
و لبخندها برمیگردن.
ما زیاد دیدیم تاریکی رو…
ولی هنوز بلدیم از دلش نور دربیاریم.
صدای قهوهجوشی توی کافهها، خندههای ریز توی صف گالری
و مردمی که با همهی سختیها، هنوز زندگی رو زندگی میکردن
حالا انگار همهچی یخ زده.
صدای موشک جای موسیقی رو گرفته
چشمها پر از نگرانیان
و دلم از دیدن برج میلاد وسط این آسمون خاکستری میگیره
تهران، همون تهرانیه که باهاش خاطره ساختیم…
ولی حالا زخمیه. ساکته. خستهست.
با همهی اینا، باور دارم دوباره قهوهها دم میکشن
کافهها باز میشن،
و لبخندها برمیگردن.
ما زیاد دیدیم تاریکی رو…
ولی هنوز بلدیم از دلش نور دربیاریم.
- ۱۲.۵k
- ۲۶ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط