تصادفی پارت ۱۰ (اول کپشن چون ادامه پارت ۹ هست بعد ویدیو)

نیلو : چی؟؟
نیما : نیلو من... من ازت خوشم میاد و اینو نمیتونستم بهت بگم یعنی در کل نمیدونستم چطوری باهات در میون بزارم...
نیلو : نیما... من... من واقعا نمیدونم چی بگم
نیما : چیزی نگو فقط گوش بده.... اگه اجازه بدی میخوام از الان به بعد دوست پسرت باشم و شاید من و تو اینده مون هم یکی باشه...
نیلو : صبر کن... صبر کن من الان واقعا شوکه شدم نمیدونم چی بگم... و الانم نمیتونم یهویی تصمیم بگیرم باید بهم زمان بدی...
نیما : حق داری... باشه پس فکر کن و بهم خبر بده من منتظر توعم...
نیلو : باشه..
نیما : پس من برم توعم برو سر کارت
نیلو : باشه پس فعلا
نیما : فعلا....
(باهم خدافظی کردن نیلو رفت سر کارش و نیما هم رفت پیش پارسا..)

_____

(قربون نگاه هاتونننن ، دوستان حتما حتما حمایت بشههه اگه ببینم حمایتی نمیشه ادامه نمیدم چون واقعا من و دوستام داریم وقتمون رو میزاریم و زحمت میکشیم تا شما لذت ببرید)
و اینکه دوباره بهتون بگم که پروفایل ها عوض شده گفتم بگم که گیج نشید!!

همکاری :

@nikota
@wictorr
@ektor
دیدگاه ها (۰)

پست موقت

رمان نابودی پارت ۱۴

خب بریم بریا پارت بعدLet's go___________سناریو: زندگی سختپار...

ادامه؛ نگاهی کردم دیدم دست همین پسر هست گفتم بکش کنار جینو؛...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط