با اجازه غزلی تازه فدایت کردم!
با اجازه غزلی تازه فدایت کردم!
بر سر سجده نه در شعر، دعایت کردم
با اجاره ز همه دست کشیدم امشب؛
و تورا از وسطِ جمع، سوایت کردم!
با اجازه ز تو و چَشم و لَبت میگویم
چه کنم؟ دستِ خودم نیست، هوایت کردم!
با اجازه تو طبیبی و منم باز مریض؛
تو بزن بوسه بگو، باز دَوایت کردم!
با اجازه به خیالاتِ خودم میپیچم؛
مثلا بودی و این بار صدایت کردم
با اجازه ز شما و بیاجاره ز همه؛
بوسه بر شعــر زدم، باز دعایت کردم...
بر سر سجده نه در شعر، دعایت کردم
با اجاره ز همه دست کشیدم امشب؛
و تورا از وسطِ جمع، سوایت کردم!
با اجازه ز تو و چَشم و لَبت میگویم
چه کنم؟ دستِ خودم نیست، هوایت کردم!
با اجازه تو طبیبی و منم باز مریض؛
تو بزن بوسه بگو، باز دَوایت کردم!
با اجازه به خیالاتِ خودم میپیچم؛
مثلا بودی و این بار صدایت کردم
با اجازه ز شما و بیاجاره ز همه؛
بوسه بر شعــر زدم، باز دعایت کردم...
- ۲.۳k
- ۱۸ مرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط