#أین_المنتقم... ڪم ڪم سياهے عَلَمت ديده ميشود👇

آثـار خيـــمہ هاي غمت ديده ميشود،
افتاده سينہ ام به تپش هاي انتظار،
از روي تَلِّ دل، حرمت ديده ميشود.
(#اَلَّلهُم_عجِّل_لِوَلیِڪَ_الفرَج)
دیدگاه ها (۱)

نوشته نجف من اینجا بود و برای سالگرد مادربزرگم خیرات دادمکار...

_ «کای عزیزم. از روزی که رفتی شب های زیادی را بدون تو و گرما...

رمان : «اسمات پارسا»(از خودم یه اسم درآوردم)(تکپارتی)ویو «ا/...

تکاپو پارت 106:بدون کابوس🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍آسمان کم‌کم به رنگ آبی تی...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :در اسلام عزیز، ابتدای ...

࿐ྀུ༅ ࿇ ﷽ ࿇ ࿐ྀུ༅✅با دعا فرج زودتر تحقق می‌یابد آری؛ یک هزار و...

میان برگ های چرمی:𝓪𝓶𝓲𝓭 𝓽𝓱𝓮 𝓵𝓮𝓪𝓽𝓱𝓮𝓻𝔂 𝓵𝓮𝓪𝓿𝓮𝓼✨️پارت𝓟𝓪𝓻𝓽⁴:⁴🕊از ز...

رمان: دوست پسرِ روانیپارت ۱۷ (پایانی): طلوعی در تاریکینفس تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط