قطعه شعری ازسروده های حقیرتقدیم به آستان باعظمت اقاامیرال

قطعه شعری ازسروده های حقیرتقدیم به آستان باعظمت اقاامیرالمومنین♥️🌹
ایام حج بودوپیمبرپیش میرفت
مست وخرامان نزدعشق خویش میرفت
یک کاروان رهروهمه دلداده ی عشق
چون رود جاری ازپی سجاده ی عشق
مشتاق لطفی ازخدای خویش بودنذ
مست ولای مقتدای خویش بودند
ناگه درآن صحراغدیری گشت پیدا
اسراراین حج برپیمبرشدهویدا
پیک خداا با آیه ای آندم عیان شد
این جمله ازلبهای پیغمبربیان شد
بلغ مجمد بلغ این رافاش واگو
باجمله یاران اینک ازسرولاگو
گوباخلایق هرکه من مولای اویم
اینک علی مولاست چون گل روبرویم
دست علی بگرفت وبالابردآن دم
بردشمنان بردوستان این شدمسلم
عیدولاسالارهرآیین وکیش است
درمرتبت ازجمله ی عیادبیش است
هرکوندارددردلش نورولایت
فرجام کارش زارباشددرنهایت
عشقش درون جان هرجنبنده جاری ست
ازنام حیدرتخم ناپاکان فراری ست
فردا که درصحرای محشربیقراریم
ترس ازپی رد و قبول خویش داریم
عشق علی ماشیعیان راچاره سازاست
درهای رحمت بهرماهمیشه بازاست...♥️🌹🌹
دیدگاه ها (۰)

سلام، سلام صدتاسلامصبح زیبای تک تک شمانازنینان بخیروشادی.. ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط