میدونی

میدونی...
من هنوز تجربه‌ی داد زدن از سر غمگین بودن تو فضای باز رو امتحان نکردم، هنوز کتابای ممنوعه رو نخوندم، هنوز تو پارتی اونی نبودم که تو بالکن تنها واسه خودش نشسته و هنوز نتونستم به چیزی که میخوام برسم. من هنوز وقت دارم، باید داشته باشم.
دیدگاه ها (۰)

او مانند تکه‌ای از روحم، همیشه آنجا بود. من ناامیدانه تلاش م...

یبار سرِ اون اسلحه رو سمت من نگیر، یبار! چاقوتو تا دسته تو سینم فرو نکن، یبار! یبار زورت فقط به من نرسه، یبار!

همیشه عکسی هست که دیر یا زود باید پاکش کنی، پیغامی که تا ابد...

احساس پوچی میکنم.انگار از خواب بیدار شدم، هوا تاریکه،همه رفت...

" اولین "های زندگی هر کسی خیلی مهمن. اصلا یه جورایی رسالت پی...

جرعت نکن واسه چیزای کوچیک ترکم کنی نگاهی خشم الود به ساعت کر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط