«شهریور عاشقِ انار بود...
«شهریور عاشقِ انار بود...
اما هیچوقت حرف دلش را به انار نزد..
آخر انار شاهزادهی باغ بود...
تاج انار کجا و شهریور کجا!
انار اما فهمیده بود...
میخواست بگوید او هم عاشقِ شهریور است...
اما هر بار تا میرسید، فرصت شهریور تمام میشد...
نه شهریور به انار میرسید...
و نه انار میتوانست شهریور را ببیند...
دانه های دلش خون شد و ترک برداشت...
سالهاست انار سرخ است...
سرخ از داغی و تندی عشق...
و قرن هاست شهریور بویِ پاییز میدهد:) »
اما هیچوقت حرف دلش را به انار نزد..
آخر انار شاهزادهی باغ بود...
تاج انار کجا و شهریور کجا!
انار اما فهمیده بود...
میخواست بگوید او هم عاشقِ شهریور است...
اما هر بار تا میرسید، فرصت شهریور تمام میشد...
نه شهریور به انار میرسید...
و نه انار میتوانست شهریور را ببیند...
دانه های دلش خون شد و ترک برداشت...
سالهاست انار سرخ است...
سرخ از داغی و تندی عشق...
و قرن هاست شهریور بویِ پاییز میدهد:) »
- ۱۷.۴k
- ۲۳ دی ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط