«شهریور عاشقِ انار بود...

«شهریور عاشقِ انار بود...
اما هیچوقت حرف دلش را به انار نزد..
آخر انار شاهزاده‌ی باغ بود...
تاج انار کجا و شهریور کجا!
انار اما فهمیده بود...
می‌خواست بگوید او هم عاشقِ شهریور است...
اما هر بار تا می‌رسید، فرصت شهریور تمام‌ میشد...
نه شهریور به انار می‌رسید...
و نه انار می‌توانست شهریور را ببیند...
دانه های دلش خون شد و ترک برداشت...
سالهاست انار سرخ است...
سرخ از داغی و تندی عشق...
و قرن هاست شهریور بویِ پاییز می‌دهد:) »
دیدگاه ها (۱۱)

«. تولد کودکمه لیلیلییی.»میخام از تو بگم…از لبخندت، از قشنگی...

من زندم؛)بالاخره آخرین امتحانمم امروز تموم شد و اومدم که بگم...

؛ )

کی میگه من واسه وایبش جون مید-

شهریور عاشق انار بود ، اما هیچ وقت حرف دلش را به انار نزدآخر...

پارت ۶ شاهزداه قصر سیاه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط