تو کتاب نباید می ماندیم

تو کتاب "نباید می ماندیم"
معین دهاز یه جا خیلی درست میگه:
"در زندگیم سختیهایی را تحمل کردم که پیش از واقعه گمان نداشتم بتوانم.
حتى بعدها، باور نکردم که در آن ماجرا تاب آوردم.
انسان خودش را نمی شناسد، خصوصا قدرتهایش را"
🌺‎‎‎‎‎‎‎‌‎‎‎‎‎
دیدگاه ها (۰)

عطر گیسوی کمندت شیشه عطارهامهربان بودی عزیزم مثل مهماندارها ...

🫠

😈

😈

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط