رمان رویای من

رمان رویای من 🦇🦉

فصل دوم

پارت ۵

دیانا، هوف

ارسلان، چیکار کنم من الان

دیانا، هیچی انقدر نمیدونی که باید تو این موقعیت چی کار کنی

ارسلان، الله اکبر دیانا بگو چی میخوای

دیانا، محبت همین یه دختر از آدمی که کنارش محبت میخواد فهمیدی آقای کاشی

ارسلان ،بله

دیانا، خوبه که میفهمی

ارسلان، فردا میریم خرید

دیانا، باز میخوایا

ارسلان، خو چیه من دلم میخواد زود خرید عروسی کنیم بده

دیانا، بد نیست اما یکم حیا کن از کجا معلوم که جواب من مثبت

ارسلان، آهان اون وقت کی بعد از اعتراف من به کی گفت منم دوست دارم عاشقتم دیوونتم از همون روز اول دانشگاه کا دیدمت عاشقت شدم

دیانا، خو من

ارسلان، دختر خوبی باش رم نکن باشه

دیانا، ای بمیری با این محبت کردنت

ارسلان، داشت پامیشد بره کمرش و گفتم به سمت خودم کشیدم افتاد رو پام

دیانا،ارسلان نکن

ارسلان، آروم بگیر دو دقیقه دستمو رو موهاش کشیدم و گفتم چرا اینجوری میکنی

دیانا، چون من دوست دارم یکی بهم محبت کنه

ارسلان، من هستم نگران هیچی نباش
دیدگاه ها (۶)

رمان رویای من 🦇🦉فصل دوم پارت ۶دیانا، خنده ای کردم و تو بغلش ...

رمان رویای من 🦇🦉فصل دومپارت ۷ارسلان، چرا هستی تو همه زندگی م...

رمان رویای من 🦇🦉فصل دومپارت۴ارسلان، آخ چرا میزنی اسم مامان د...

سلام حالتون چطوره ببخشید نبودم اما ۵ تا پارت جدید براتون اور...

پارت هدیه😘❤#شیرینَکَم_تو_مال_منی پارت ۲۰از زبان جونگ کوک لبا...

پارت ³⁰ویو ساعت ۳ بعد از ظهر _ میگم واسع امشب باید بریم خارج...

Part:6                  my angleمانیا اومدرفت پیش جیمین نشست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط