شیخ رجبعلی خیاط تعریف میکرد:

شیخ رجبعلی خیاط تعریف میکرد:
در بازار بودم، اندیشه مكروهی در ذهنم گذشت.
سریع استغفار كردم و به راهم ادامه دادم.!
قدری جلوتر شترهایی قطار وار از كنارم می‌گذشتند…
ناگاه یكی از شترها لگدی انداخت كه اگر خود را كنار نمی‌كشیدم، خطرناك بود
به مسجد رفتم و فكر می‌كردم همه چیز حساب دارد.
این لگد شتر چه بود؟!
در عالم معنا گفتند:
شیخ رجبعلی! آن لگد نتیجه آن فكری بود كه كردی!
گفتم: اما من كه خطایی انجام ندادم…
گفتند: لگد شتر هم كه به تو نخورد!

اثر کارهای ما در عوالم جریان دارد، حتی یک تفکر منفی میتواند تاثیری منفی ایجاد کند
دیدگاه ها (۰)

شیخ رجبعلی خیاط تعریف میکرد:در بازار بودم، اندیشه مكروهی در ...

شیخ رجبعلی خیاط تعریف میکرد:در بازار بودم، اندیشه مكروهی در ...

شیخ رجبعلی خیاط

شیخ رجبعلی خیاط تعریف میکرد:در بازار بودم، اندیشه مكروهی در ...

شیخ رجبعلی خیاط تعریف میکرد:در بازار بودم، اندیشه مكروهی در ...

"شیخ رجبعلی خیاط" تعریف میکند:اندیشه مکروهی در ذهنم گذشت.بلا...

شیخ رجبعلی خیاط می فرمود:در بازار بودم...اندیشه مکروهی در ذه...

شیخ رجبعلی خیاط می فرمود:در بازار بودم...اندیشه مکروهی در ذه...

شیخ رجبعلی خیاط می فرمود: در بازار بودم...اندیشه مكروهی در ذ...

شیخ رجبعلی خیاط می فرمود:در بازار بودم...اندیشه مکروهی در ذه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط