ای حیات مدا اولمیوب و اورگیمده یاشیان جیرانم

ای حیات مدا اولمیوب و اورگیمده یاشیان جیرانم،
لحظه لر شاهد اولسون...

یاد کردم که یادت نرود از یادم.
هر چند یادِ شهر چشمانِ غزل خوانت، زیر رو میکند این بنیادم!

بِشمت جان تنم...
شکر یزدان از جهنم اندرون خویش بگذشته و
همچو ققنوسِ زخاکستر برخواسته،
در زیر آسمانِ نیلگون چنین آباد و آزادم! 🌾💫

#دلــ♡ـی
دیدگاه ها (۳)

تماشای خورشید، در حالی که با همراهی نفس درختان و آواز پرندگا...

هر صبح خورشید به یه معنا طلوع میکند..تابیدن تا پنهان ترین زو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط