خب بقیه ارمیارو نمیدونم ولی من هیچوق فک نمیکردم که یه روز

خب بقیه ارمیارو نمیدونم ولی من هیچوق فک نمیکردم که یه روزی برسه که با خندشون بتونم خوشحال بشم درواقع زندگی کنم اونا زندگی منن و نمیتونم اصلا از ذهنم بیارمشون بیرون حتی اگه یه روزم نبینمشون یا از دستشون بدم
میدونم که هیچوق اونا ترکم نمیکنن چون به من و همه ی ارمیا قول دادن که هیچوق تنهامون نزارن
دیدگاه ها (۱۱)

🐶: قبلا توی بابلم بهش اشاره کردم ولی یکی نوشته بود که از وقت...

True Love②③فردا(شب) تهیونگصدای زنگ در رو شنیدمو رفتم در رو ب...

My Vampire Mate Season 2 part : 93

شب تولدم فصل 3پارت 17ات: تهیونگ به حرفاش گوش میکنمو ازش فاصل...

I'm not jealous part 66حرصی گفتم+برای هر کی جز من باشه گوشاش...

آخرین اشتباهساعت ۸ شب بودا.ت شامو آماده کرده بود و منتظر جیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط