ما تا چهارشنبه میرفتیم مدرسه و من به خاطر اینکه آبله گرفت

ما تا چهارشنبه میرفتیم مدرسه و من به خاطر اینکه آبله گرفت

ما تا چهارشنبه میرفتیم مدرسه و من به خاطر اینکه آبله گرفتم نرفتم مدرسه
و دوستم اومد ازم یه نظر پرسید دیشب و گفت اگه کسی بهت بگه که (دوباره تنها شدی اومدی پیش من) چی کار میکنی؟ چی بهش میگی؟
فکرم روی همه ی بچه ها کلاسمون رفت اون یه نفر هم اومد ولی اون همچین آدمی نبود و اون دوستم باهاش یکم صمیمی بود
اون یه نفر وقتی تنها بود می گفتیم که بیاد دنبال ما تا تنها نباشه و خیلی کارای دیگه که براش نکردیم....
معلوم شد که واقعا همون شخص... همون شخصی که ما هر وقت تنها بود می‌گفتیم بیا بریم توی حیاط.. همچین حرفی بهش زده!
و دوست من فقط چون روز آخر مدرسه بود اومده بود بغلش کنه فقط همین! همون جور که بقیه رو بغل کرده بود!
بعضی آدما چقدر می تونند پَست باشن!
دیدگاه ها (۰)

پارت ۱ #پشت غرورتلندن.صبح زود بود و اِما با عجله توی خیابون ...

پشت نگاه سردت پارت ۲۰ — ویو آت 🌿صبح روز بعد، با صدای زنگ گو...

مافیای من پارت ۱همه‌چی از همون کنسرت لعنتی شروع شد. وسطِ اون...

رقص مرگ و عشقp¹²مدرسه، تنها جایی بود که می‌تونستم نفس بکشم. ...

قاضی میگفت : یک روز آقای تقریباً ۳۰ ساله با پیراهن مشکی اومد...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part²⁵﴿ویو تهیونگ﴾بعضی آدم‌ها...بدون اینکه ب...

راز هایی که ماراا کنار هم آوردند=پارت ۳بعد از زنگ آخر، تقریب...

فیک

پارت: 17 (بخش1) **زاویه دید: زین**فضای اتاقِ کارِ پدرم همیشه...

رمان اسیر خان پارت هشتم 8

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط