چندپارتی
چندپارتی☆
درخواستی >>>
p.1
منو خریده بود
از کی ؟از مادر پدرم
اوناهم پول جلوی چشمشون رو گرفت و منو به ی مافیا فروختن
از وقتی که منو اورده اینجا کلی اذیتم میکنه حتا کتک هم میخورم
من یک بار هم پدر مادرم سرم داد نزدن چه برسه به کتک زدن
خلاصه که حق ندارم بدون اجازه بیرون برم
حق هیچ کاری رو بدون اجازه ندارم
اون حتا گوشیم هم ازم گرفته
من زندانیه این خونه ام
خیلی شکنجه داده شدم
- - - - - - - - - -- -- - - - - - - - - - - - -
امروز
{۵ فوریه}
_بهت ده بار گفتم حق دانشگاه رفتن رو نداری
_اخه چرا من فقط ۱۹ سالمه باید درس بخونم
_همین که گفتم
_خائن
_برو بیرون ات
از اتاق خارج شدم و رفتم سمت اتاق خودم
که یچیزی زد به سرم
رفتم کشوم رو باز کردم از توش دفتر دراوردم
لپ تاپمم روشن کردم و سرچ کردم
《ویدیو های اموزشی کلاس 》
اورد روش کلید کردم
ویدیو رو گذاشتم و توی دفتر هم نوشتم یهو دیدم در اتاقم به صدا دراومد
سریع لپ تاپم رو بستم و دفتر اینام رو جمع کردم
رفتم درو باز کردم
_بله
_گمشو پایین
_اخه برای چی
_برای چی دیروز رفته بودی بیرون هااا
/فلش بک به دیروز/
_برو اونور من فقط میخوام برم یه وسیله بگیرم
_ببخشید خانم اقای جئون نمیزارن که برید بیرون به ماهم سفارش کردن
_اهههه برید کنار
_بگید چی میخواید ما میگیم براتون بگیرن بیارن
_نمیخوام سر درنمیارید
ات:"من فقط میخواستم که برم مغازه چون پر.....ی*ود(ببخشید دوستان)
شده بودم روم نمیشد بهشون بگم
هلشون دادم و یکیشون رو زدم به جایی که نباید
و فرار کردم بیرون
_ _ _ _ __ _ _ _ _ _ _ _ _ __ _ _ _ _ _ _ __ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ __ _ _
(پایان فلش بک)
_جونگکوک ...من فقط
_تو،چی ها
_من...
_بنال دیگه حرفی برای گفتن نداری
_بخدا رفتم یچیزی بگیرم
_ببند دهنتوووو...مگه نگفتم بهشون بگو هرچی میخوای برات بیارن هاااا
_ببخشید
دستمو کشید و برد سمت اتاقی که من ازش بشدت میترسم
منو پرت کرد روی زمین اومد سمتم
_ج..جونگ...کوک توضیح میدم به خدا
_بنال
_من فقط روم نشد بهشون بگم
_خفه شو دیگه کافیه
_جونگکوک لطفااا
_گفتم خفه شو
لبمو گزیدم و چیزی نگفتم
یه میلرو داغ کرد و اورد سمت پاهام
گذاشت روی پام
جیغی از درد کشیدم ...
_ایییییییی...جونگکوکککککک تروخدا نکن
چیزی نگفت و میلرو بیشتر روی پاهام فشار داد
_جونگکوک لطفا برش دار درد داره
_باید یادبگیری که برای هرچیز اجازه بگیری
_غلط کردم فقط اینو بردار از روی پام
میلرو از روی پاهام برداشت
دستش رو برد سمت کمر بندش و بازش کرد
کمربند رو دور دستش پیچید و شروع کرد به زدنم
اشک هام روی گونه هایم سرازیر شدن
_هق ...جونگکوک...خ..خواهش میکنم ...ی.،یدیقه به حرفم گوش بده
دست از زدنم برداشت
کلا کبود شده بودم اومد فکم رو گرفت گفت ...
ادامه دارد...
درخواستی >>>
p.1
منو خریده بود
از کی ؟از مادر پدرم
اوناهم پول جلوی چشمشون رو گرفت و منو به ی مافیا فروختن
از وقتی که منو اورده اینجا کلی اذیتم میکنه حتا کتک هم میخورم
من یک بار هم پدر مادرم سرم داد نزدن چه برسه به کتک زدن
خلاصه که حق ندارم بدون اجازه بیرون برم
حق هیچ کاری رو بدون اجازه ندارم
اون حتا گوشیم هم ازم گرفته
من زندانیه این خونه ام
خیلی شکنجه داده شدم
- - - - - - - - - -- -- - - - - - - - - - - - -
امروز
{۵ فوریه}
_بهت ده بار گفتم حق دانشگاه رفتن رو نداری
_اخه چرا من فقط ۱۹ سالمه باید درس بخونم
_همین که گفتم
_خائن
_برو بیرون ات
از اتاق خارج شدم و رفتم سمت اتاق خودم
که یچیزی زد به سرم
رفتم کشوم رو باز کردم از توش دفتر دراوردم
لپ تاپمم روشن کردم و سرچ کردم
《ویدیو های اموزشی کلاس 》
اورد روش کلید کردم
ویدیو رو گذاشتم و توی دفتر هم نوشتم یهو دیدم در اتاقم به صدا دراومد
سریع لپ تاپم رو بستم و دفتر اینام رو جمع کردم
رفتم درو باز کردم
_بله
_گمشو پایین
_اخه برای چی
_برای چی دیروز رفته بودی بیرون هااا
/فلش بک به دیروز/
_برو اونور من فقط میخوام برم یه وسیله بگیرم
_ببخشید خانم اقای جئون نمیزارن که برید بیرون به ماهم سفارش کردن
_اهههه برید کنار
_بگید چی میخواید ما میگیم براتون بگیرن بیارن
_نمیخوام سر درنمیارید
ات:"من فقط میخواستم که برم مغازه چون پر.....ی*ود(ببخشید دوستان)
شده بودم روم نمیشد بهشون بگم
هلشون دادم و یکیشون رو زدم به جایی که نباید
و فرار کردم بیرون
_ _ _ _ __ _ _ _ _ _ _ _ _ __ _ _ _ _ _ _ __ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ __ _ _
(پایان فلش بک)
_جونگکوک ...من فقط
_تو،چی ها
_من...
_بنال دیگه حرفی برای گفتن نداری
_بخدا رفتم یچیزی بگیرم
_ببند دهنتوووو...مگه نگفتم بهشون بگو هرچی میخوای برات بیارن هاااا
_ببخشید
دستمو کشید و برد سمت اتاقی که من ازش بشدت میترسم
منو پرت کرد روی زمین اومد سمتم
_ج..جونگ...کوک توضیح میدم به خدا
_بنال
_من فقط روم نشد بهشون بگم
_خفه شو دیگه کافیه
_جونگکوک لطفااا
_گفتم خفه شو
لبمو گزیدم و چیزی نگفتم
یه میلرو داغ کرد و اورد سمت پاهام
گذاشت روی پام
جیغی از درد کشیدم ...
_ایییییییی...جونگکوکککککک تروخدا نکن
چیزی نگفت و میلرو بیشتر روی پاهام فشار داد
_جونگکوک لطفا برش دار درد داره
_باید یادبگیری که برای هرچیز اجازه بگیری
_غلط کردم فقط اینو بردار از روی پام
میلرو از روی پاهام برداشت
دستش رو برد سمت کمر بندش و بازش کرد
کمربند رو دور دستش پیچید و شروع کرد به زدنم
اشک هام روی گونه هایم سرازیر شدن
_هق ...جونگکوک...خ..خواهش میکنم ...ی.،یدیقه به حرفم گوش بده
دست از زدنم برداشت
کلا کبود شده بودم اومد فکم رو گرفت گفت ...
ادامه دارد...
- ۲۲.۵k
- ۱۸ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط