برای دخترکان سرزمینم که در میان زوزه وحشیانه موشک باران د
برای دخترکان سرزمینم که در میان زوزه وحشیانه موشک باران دشمن آسمانی شدند:
امروز در میان سیل تجمعات و شور انقلابی مردم ماشینی دیدم که از حمله موشکی به پردیسان بینصیب نمانده بود.
ماشینی که حالا بدون شیشه ها و پنجره هایش به میدان آمده، هنوز گرد غبار جنگ بر بدنهاش نشسته بود اما حالا در وسط راهپیماییِ ماشینی حرکت میکرد.
راننده بهجای پرچم، عروسک دختری را در دست گرفته بود که حالا آسمانی شده بود.
به چشمان مرد که نگاه میکردی به هیچ سوالی نشان از مردی دلسوخته میدیدی که غم بر دلش سنگینی میکند
صدای غم گرفته اش در فضای شلوغ اطرافمان و تکرار میشد:
《عروسک شهداس》
اما با همان ماشین
با همان غبار سرد
به میدان آمده بود
[*اسرا*]
#در_صحنه_میمانیم
#جنایت_پردیسان
امروز در میان سیل تجمعات و شور انقلابی مردم ماشینی دیدم که از حمله موشکی به پردیسان بینصیب نمانده بود.
ماشینی که حالا بدون شیشه ها و پنجره هایش به میدان آمده، هنوز گرد غبار جنگ بر بدنهاش نشسته بود اما حالا در وسط راهپیماییِ ماشینی حرکت میکرد.
راننده بهجای پرچم، عروسک دختری را در دست گرفته بود که حالا آسمانی شده بود.
به چشمان مرد که نگاه میکردی به هیچ سوالی نشان از مردی دلسوخته میدیدی که غم بر دلش سنگینی میکند
صدای غم گرفته اش در فضای شلوغ اطرافمان و تکرار میشد:
《عروسک شهداس》
اما با همان ماشین
با همان غبار سرد
به میدان آمده بود
[*اسرا*]
#در_صحنه_میمانیم
#جنایت_پردیسان
- ۷۲۶
- ۱۰ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط