My love

من آینه‌ای بودم که زیبایی‌اش را نادیده گرفتی تا غرق در سایه‌های شکِ خودت بشوی.
ترسِ همیشگی‌ات از خیانت، دیواری شد میانِ ما؛ دیواری که خودت ساختی، اما تابوتِ عاشقانه ساختی.
امروز، من با همان غرورِ سرکش، به شاهکارِ تنهایی‌ام برگشتم.
بدونِ هیچ توجیه‌، بدونِ هیچ دیواری… تنها، قدرتمند و بی‌نهایت آزاد.
دیدگاه ها (۰)

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

# پارت ۲۳: سایه‌ها و نورپاریس در زیر بارانِ ریز و خاکستری، ب...

#مافیا_عزیز_من#Part۲۷نور ملایم خورشید از لای پرده‌های اتاق ب...

فصل دوم: طعمِ تلخِ تظاهرا/ت به درِ بسته‌ی حمام خیره ماند. صد...

سناریو: ماه سرخ

007-آلما ویسکی - پارت ۳۷

[ #𝔻𝕒𝕣𝕜_ℝ𝕠𝕞𝕒𝕟𝕔𝕖 ]The Forced Law━━━━━━⊱ ✿ ⊰━━━━━━پارتے⁶⁶انگشت...

𝕾𝖎𝖑𝖊𝖓𝖈𝖊 🖤🥀 سکوت𓆩 پــارت چــهارم 𓆪 🖤🥀...

ساعت از دو گذشته بود؛ ساعت ۲:۳۰ شب، زمانی که سکوتِ خانه دیگر...

سناریو : وسوسه ی دارچینی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط