اجرای آهنگ روز سرد شادمهر از جاوید

از سکوت صدای باران، تا آن همه، آشوب
خاموش مشتی عاشقانه های از دست رفته،
چه هیاهوی جامانده ی سردی می گذرد،
تاریک روشن خاکستری شهر حرفی برای گفتن ندارد،
شگفتا !
تو ازسمت روزهای خیالت پیر و پیرتر می شوی،
به راستی شهروند کدام جغرافیای از یاد رفته ای؟
کمی هم به ریشه های گمشده ات، سفرکن…

#روز_سرد
#شادمهر
دیدگاه ها (۰)

***کنار مشتي خاک در دوردست خودم تنها نشسته ام نوسان خاک ها ش...

ثریا رشیدی

بند رختی وسط طوفانمدستم از پیرهنت کوتاه است ابرها پشت سرم م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط