شب داستانش فرق میکند؛ همه چیز یکدفعه ساکت و خاموش میشود،

شب داستانش فرق میکند؛ همه چیز یکدفعه ساکت و خاموش میشود، زمان دیر میگذرد، خیابان تاریک میشود، آدم ها سکوت میکنند، در آخر تو میمانی با اندوه و خاطرات و دلتنگی، و شبی که شاید هرگز به صبح نرسد.
دیدگاه ها (۰)

همیشه‌ سعی‌ کن‌ واسه‌ دل‌ خودت‌ زندگی‌ کنی‌ نه‌ واسه‌ چشم‌ م...

من چیکار کردم که سهمم اینه؟

ببخشید که کشتمت... 🥀🖤

من بار ها و بارها تورو از پشت گوشی بوسیدم...

مغازه دار‌ محل، هر روز، صبح زود ماشین سمندش را در پیاده رو پ...

بازی ارواح در شعله آتش¹..باد وزیدن گرفت.از میان دالان ها گذشت و زیر ابریشم ها،جسم گرفت.

بدووو کپشننن[سیزده سال قبل]آسمان شب با ابر های تار پوشیده بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط