ما از دلگیری روزهایمان به شب پناه می بردیم

ما از دلگیریِ روزهایمان، به "شب" پناه می بردیم،
و از دلتنگیِ شب هایمان، به "روز" ...
و اینگونه بود که تمامِ جوانیِ مان؛
در ناتمامِ یک انتظار، "تمام" شد
دیدگاه ها (۱)

شب با سکوت گرفته اشاگر ناجی زخم ها نباشددستی می کشد بر سر بی...

من و توگر هیچ نباشد جز توتو هستی و امید باراننگاهت طراوت تک ...

می ترسم...از جهانی که یخبندان شدهاز مردمی که شبیهِ ماشین شد...

گاهی دلت ميخواهددنج ترين گوشه دنيا بايستیو با خيال راحتدلتنگ...

وقتی چیزی در حال تمام شدن باشد عزیز میشود...یک لحظه آفتاب در...

هر روز انگار تمام معشوقه های جهان افسون شان را به چشم های تو...

بودنت یعنی دل‌گرمی،یعنی امید،یعنی هنوز همه‌چی خوبه🥹تمام دردا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط