https://wisgoon.com/mahsa.bm07

https://wisgoon.com/mahsa.bm07

حکایت رفاقت حکایت سنگ‌های کنار ساحله …
اول یکی یکی جمع‌شون می‌کنی تو بغلت
بعدش یکی یکی پرت شون می‌کنی تو آب
اما بعضی وقت‌ها یک سنگ‌های قیمتی گیرت میاد که هیچ وقت نمی‌تونی پرت شون کنی …

عزیزی.رفیق.خوبم😍😍

مهسایی هر جا هستی بهترینها رو برات آرزو دارم .بهترینی👑👑
دیدگاه ها (۱۰۱)

اشتباه نکنیناین از انسانیت شون نیستا !چون همینم سیاسیه !بخاط...

در خواستی

بزارین یکبار ساده بهتون توضیح بدم که جهان بینی من , و دلیل ا...

یه تک‌پارتییی جدید از تهیونگگگگگ شیییی؟؟:))) به قلم لینا؟:) ...

پارت: 22 (بخش2) **زاویه دید: زین**تایلر سعی کرد خودش رو از چ...

داستان عاشقانه جدید

پیمان نقره ای

#عشق_ممنوعه_شبپارت نهم | رازی که مخفی بودزن مرموز کنار در ای...

#حکایت_قدیمی 🌿 حکایت ملانصرالدین و ارزن روی طنابروزی روزگاری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط