از دوست حرف میزنم از رفیق از تویی که حضورت حال مرا و

از دوست حرف می‌زنم، از رفیق. از تویی که حضورت، حال مرا و حال جهان مرا بهتر می‌کند. از عشق حرف می‌زنم، از حال و هوای نابی شبیه به روزهای آخر اسفندماه. از احساس خوشایند و نابی که از کلام و نگاه‌ مهربان تو دریافت می‌کنم.
تو که هستی، انگار که درختان سرمازده،
برای سبز شدن، قیام کرده‌اند،
انگار بهار در آستانه‌ی آمدن ایستاده،
بوی شکوفه‌های تازه و گیاهان نو رسته می‌آید و بادهای بهار، در عمیق‌ترین لایه‌های احساسات من، انقلاب می‌کنند.
همیشه باش که با تصور داشتنت و امنیتی که از حضور و نگاه تو می‌گیرم، این سیاره، مکان مناسبی‌ست برای زیستن.
این‌جا! جایی که تو در آن نفس می‌کشی و غمگین و درمانده و بی‌پناه که شدم؛ تو را دارم و به امنیت حضور تو پناه می‌برم...

ممنونم از رفقای بامعرفت
قدردان بودنتون هستم💙
#نرگس_صرافیان_طوفان
#رفیق
#رفیق_قدیمی
#رفیقانه
#بهار
دیدگاه ها (۲۳)

رفیق قدیمی💚رفیق ناب💚رفیق روزای خوب وبد 💚تـــولدت 🎂خیلی مبارک...

تـولدت🎂 خیلی مبارک یولداش 🎈🎉🎉🎈🎁🎈🎉#رفیق #بامعرفت #تولد #تولدت...

دیر رسیدم سرکلاس، معلم گفت همونجا جلوی در بمون و بعد رو به ب...

"یادگاری از تاریکی""پارت هفتم"ناگهان صدای اشنایی توجه مرا جل...

در وقت آزاد بعد از ظهر با الکسا در حیاط پرسه میزنیم که ناگها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط