عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

دلتنگىِ واقعى الانه...
همين الان، همين ساعت ازروز
همين الانى كه من هيچى حاليم نميشه
بى قرارَم، بى قرارِ دستاى داغ و چشماى عاشقِ پـــدر

دلتنگى واقعى الانه...
همين الان كه گلوم بُغض داره
همين الان كه دارم مينويسم تورو
همين الان كه با هر دقيقه اى كه ميگذره،
بيشتر و بيشتر و داره توى نبودنت آتيش ميگيره قلبم😭😭😭
کاش بابا بودی چقدر اینجا جات خالیه 😭😭😭😭
دیدگاه ها (۰)

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.7 (روایت از زبان ا...

part 63اتاق آلینا//جیمین« خوب کار اتاق هم تموم شد»جونگکوک« خ...

پارت: 14 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*با تردید، دستم رو دراز کرد...

این فکرا داشت تو ذهنش پررنگ و پررنگ تر میشد تا جایی که یهو ق...

پارت سوم یوشیرو : دوهفته دیگه؟ اما قربان شما که گفتید یه ما...

سانزو مردمک چشاش گشاد شد و دستش کذاشت روی دهنش و چشماش سیاهی...

سرداردلها

هنوز حس میکنم عطر تو روی پیرهنمتورو میخوام هنوز عاشق چشمات م...

سناریو (وقتی بیهوش میشی و .......)

سرگذشت واقعی خودمهقسمت دوم عشق ویسگونی❤ ️ هر سوالی دارین کا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط