𝟎𝟎:𝟎𝟎

𝟎𝟎:𝟎𝟎
𝟏𝟔 تیر
تولد یوری کوچولومه🤏🏻
۱۶ سالت شد و من هنوز نمی‌فهمم چجوری یه آدم می‌تونه این‌همه چرت‌وپرت بگه و هنوز زنده باشه ولی باید به همین حرفات ادامه بدی خب؟
بلد نیستم احساسی صحبت کنم ولی خوشحالم که هستی… هرچند رسماً داری پیر می‌شی و باید کم‌کم برات دستگاه فشار خون، واکر، کرم ضدچروک، ویتامین سالمندان و یه پرستار شبانه‌روزی بگیرم که مراقبت باشه که یوقت تو خودت جیش نکنی
از این به بعد هر عطسه‌ ای که میکنی هم باید ثبت بشه تو پرونده پزشکیت چون معلوم نیست کِی از کار بیفتی و بمیر– چیز نه...بهرحال میخوام امسال اون‌قدر بخندی که لپات فلج شه، اون‌قدر بخندی و جر بخوری که حس کنی زندگی باهات شوخی داره(گوخورده فقط خودم شوخی میکنم) ، و همچنین انقد خوش شانس باشی که تموم جوابای شانسی امتحانت درست دربیاد.
خب دیگه انقد احساسی حرف زدم بسه😍💔
و خب… اینم ششمین تولدیه که کنار همیم.
رسماً دوستی‌مون از بعضی رابطه‌ها پایدارتره، باید براش سند رسمی بزنیم مشالا صد قل هولا(میدونم اشتباه نوشتم به کوچکی خودت ببخش) حالا بیا جشن بگیریم قبل اینکه دوباره غر بزنی و پیرمردبازی دربیاری و کیکمو ندی.
راستی تو هشت ماه ازم کوچیکتر–
دیدگاه ها (۳۴)

کام نزار𐀔

بک بدیم کلوچه؟ تا 𝟷𝟻 ترجیحا با فولچک کن@ure.back2

پارت دوازدهم (عاشقانه‌ای با بوی قهوه)«فقط یه نگاه کوتاه!»جون...

پارت ۲۹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط