عاشقانه

بوی باران سرِ جالیز ، دلم تنگِ تو شد
آسمان نم نمِ یکریز ، دلم تنگِ تو شد
پُرِ هق هق شده ام ، آینه ی دق شده ام
صبحِ یک روزِ دل انگیز ، دلم تنگِ تو شد
پشت هم صفحه ی تقویم ورق خورده و باز
ماهِ هفتم به سرِ میز ، دلم تنگِ تو شد
سینه از خاطره لبریز ، دلم تنگِ تو شد
رهسپار عدمم ، ریخته ای بر قلمم
رقص موهای طلاریز ، دلم تنگِ تو شد
خش خشِ برگ چنارست و دلم خونِ انار
آتشم زد غمِ پائیز ، دلم تنگِ تو شد
دیدگاه ها (۰)

پارت: 2 (بخش2)وقتی زین بالاخره به رختکن رسید، تقریباً همه رف...

خب دیگه گشادی رو بزاریم کنار بریم بنویسیم پارت رو یادم نمیاد...

### 🗝️ پارت هفتم: لمسِ سرد خیانتسرمای کلید برنزی کف دستم حس ...

سناریو: ماه سرخ

بوی باران سرِ جالیز ، دلم تنگِ تو شدآسمان نم نمِ یکریز ، دلم...

می بارد بارانِ یادِ توبر جنگل مه آلود خیال غریبانه قدم می زن...

توی خلوت پر از همهمه امکه صدایی به صدا نمیرسهاگه میتونی منو ...

دلم برای تو تنگ شده استاما نمی دانم چه کار کنممثل پرنده ای ل...

دلم برای تو تنگ شده است اما نمی دانم چه کار کنم مثل پرنده ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط