میدانستم که میروی

می‌دانستم که می‌روی،
اما می‌خواستم بدانم، می‌شود یک‌بار چیزی را بخواهم و بشود؟
نشد، مثل همیشه…
دیدگاه ها (۰)

سر انجام به ادبیات روی آوردم ،که پیوسته پناهگاه کسانی ست که ...

سرنوشت این است که هیچ‌گاه نمی‌توانم به گذشته برگردم تا اتفاق...

منم پایان یافتم سوار آخرین قطار شدم چشم به راهت ماندم نیامدی

در آغوشم می‌گویی: پس رویاهایمان چه؟می‌بوسمت و می‌گویم: بخواب...

می خواستم تمام ویدیو کامل رو بزارم ولی خیلی حجم بالا بود نشد

تو شبیه حال قبل از شهر گفتنیهمانقدر عاشقانه همانقدر شاعرانهک...

دلم نه عشق می خواهد نه دروغهای قشنگ !نه ادعاهای بزرگ نه بزرگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط