یونگی که الان جیمین مست توی بغلش خواب بود فکر میکرد به یه
یونگی که الان جیمین مست توی بغلش خواب بود فکر میکرد به یه ساعت پیش
فلش بک ساعت 00:03شب
صدای ناله های جیمین تبدیل شده بود به بهترین نت موسیقی برای یونگی و همین طور توش میکوبید که دوتاشون کام شدن و جیمین به خواب رفت
یونگی ویو
یعنی این امگای معصوم توی بغلش فکر میکرد که به عنوان یه بدهی اورده بودش به خونه
فردا صبح
جیمین: هقق تو پاک بودنم رو گرفتی هققق الانم منو میندازی بیرون هقققق
یونگی: هی هی هی اروم باش من با تو همچین کاری نمی کنم
جیمین: واقعا هق
یونگی: چرا جفتم که مارک هم داره رو ول کنم «اشاره به گردن جیمین»
جیمین: تو کی منو مارک کردی؟
یونگی: شما انقدر داشتی لذت میبردی که هیچی نفهمیدی 🤣
جیمین که از خجالت اب شده بود یهویی دوبرابر سرخ شد چون فهمیده بود که الان لخت روی پای یونگی نشسته
جیمین: هییی بزار برممم
یونگی: باش
ولش کرد. جیمین اومد پاشه که از شدت پا درد داشت می افتاد زمین که یونگی گرفتش و به سمت حموم روانه شدن
یونگی جیمین رو توی وان روی پاش گذاشت و زیر دلش رو ماساژ میداد
و حاصل عشق بازیشون یه دختر امگا کیوت و شیرین بود
فلش بک ساعت 00:03شب
صدای ناله های جیمین تبدیل شده بود به بهترین نت موسیقی برای یونگی و همین طور توش میکوبید که دوتاشون کام شدن و جیمین به خواب رفت
یونگی ویو
یعنی این امگای معصوم توی بغلش فکر میکرد که به عنوان یه بدهی اورده بودش به خونه
فردا صبح
جیمین: هقق تو پاک بودنم رو گرفتی هققق الانم منو میندازی بیرون هقققق
یونگی: هی هی هی اروم باش من با تو همچین کاری نمی کنم
جیمین: واقعا هق
یونگی: چرا جفتم که مارک هم داره رو ول کنم «اشاره به گردن جیمین»
جیمین: تو کی منو مارک کردی؟
یونگی: شما انقدر داشتی لذت میبردی که هیچی نفهمیدی 🤣
جیمین که از خجالت اب شده بود یهویی دوبرابر سرخ شد چون فهمیده بود که الان لخت روی پای یونگی نشسته
جیمین: هییی بزار برممم
یونگی: باش
ولش کرد. جیمین اومد پاشه که از شدت پا درد داشت می افتاد زمین که یونگی گرفتش و به سمت حموم روانه شدن
یونگی جیمین رو توی وان روی پاش گذاشت و زیر دلش رو ماساژ میداد
و حاصل عشق بازیشون یه دختر امگا کیوت و شیرین بود
- ۲۰۲
- ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط