میل عجیبی به نبودن پیدا کرده‌ام

میل عجیبی به نبودن پیدا کرده‌ام
به رفتن ، به فریاد ، به گریز..
دلم میخواهد ساعت های طولانی را بهر شیون ها و اشک ها بُگذرانَم..
"نمیدانم چه بر سرم آمده"
و درک نمیکنم که چرا هیچ اهدی این درد را احساس نمیکند ، نمیفهمم چرا هیچ اهدی درد من را نمیفهمد.
دلم میخواهد فریاد زنم ، داد کشم و دنیا را روی سرم بگذارم ؛ درک که نمیکنند هیچ ، ای کاش اینچنین مرا مورد قضاوت های بیجای خود قرار نمیدادند.. دلم میخواهد اشک ریزم و صدایَم را بالا بَرَم بگویَم که من هیچم و هیچ از پس هیچ برنمیآید ، دلم میخواهد فریاد کشم که 'دست از سر من بردارید!' اما در کجای جهان نوشته ها فریاد میکشند؟..
مگر من جز نوشتن امر دیگری را به جا می‌آورم..
دیدگاه ها (۰)

هيس !!!!!!!!! مادرها فرياد نميزنند مادر ها فقط بغض ميکنن...

هیس! مادرها فریاد نمیزنن.مادرها، فقط بغض میکنن. حتی اشک نمیر...

هیس !!!!!!!!! مادرها فریاد نمیزننمادرها فقط بغض میکنند، حتی ...

هیس !!!!!!!!! مادرها فریاد نمیزننمادر ها فقط بغض میکنن ح...

هنوز هم گاهی ،دلتنگت میشوم ، هنوز هم گاهی ، دلم میخواهد مرا ...

تا ظهورت چقدر فاصله داريم آقا آه از جمعه ي بي تو گله داريم آ...

من از تمام دنیای به این بزرگی چهار دیواری دارم و کاغذ و قلمی...

چرا تظاهر به فراموشی میکردی...چرا بهم دروغ گفتی...چرا اذیتم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط