"گل چو خندید محال است دگر غنچه شود

"گل چو خندید محال است دگر غنچه شود
سر چو آشفته شد از عشق، بسامان نشود..."

#ܭُنج‌‌ِخیـاܠ
دیدگاه ها (۲)

تو بیش کنی کم را از دل ببری غم رااز رخ ببری زردی فی لطف امان...

کجاست ساقی جان تا به هم زند ما رابروبد از دلِ ما فکر دی و فر...

ما را ز تو غیر از توتمنایی نیستاز دوست به جز دوست نمی‌باید خ...

#باران🌧بشدی و دل ببردی و به دست غم سپردی🧸🥰شب و روز در خیالی ...

#رباعی🍃شوقی، که چو گل دل شکفاند، عشق استذهنی، که رموز عشق دا...

صبح است ز خواب ناز خود برخیزیدچون بلبل و گل به کار عشق آمیزی...

در جنبش اندرآور زلف عبرفشان رادر رقص اندرآور جان‌های صوفیان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط